راهی
رسم اين شهر عجيب است بيا برگرديم قصد اين قوم فريب است بيا برگرديم آن كه يك روز دل به نگاهش داديم خنده اش سرد و غريب است بيا برگرديم
رسم اين شهر عجيب است بيا برگرديم
قصد اين قوم فريب است بيا برگرديم
آن كه يك روز دل به نگاهش داديم
خنده اش سرد و غريب است بيا برگرديم
+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت1:0 بعد از ظهرتوسط مهدی | |
من ديگر به پرندگان هيچ نخواهم گفتمن ديگر به لحظه ها وام نخواهم دادمن ديگر به تو فكر نخواهم كرد!!!! اگرفكر بگذارد تو را از ضميرم بيرون كنممن تو را در ميان گلدان شمعدانيم پيدا مي كنمتو لحظه اي به من مي انديشي.من زماندار.. شاعرش رو نميشناسم*.. دیگه سرباز نيستم*
انار ترك خرده
فلسفه بافی روزمرگی ها نامه ای دیگر به تو قدیم و ندیم از دیگران معرفی کتاب روایت تصویر خزعبلات